جمعه نهم شهریور 1386
نامه خداحافظی....
سلام به همه دوستان گلم.
به خدا دیگه نای موندن ندارم.
نمیدونم از کجا بنویسم و برای چی بنویسم.
تو این مدت شما عزیزان با نظرات خودتون مشوق من بودید.
بگم باورتون نمیشه که شاید اگه تا حالا موندم برای شماها بوده و بس.
دوستان گل من بعد از روزها و حتی ماهها نوشتن کار من در این وبلاگ به اتمام رسیده ولی هنوز نفس دارم و بازم دوست دارم بنویسم چون
عاشقم.عاشق.....عشقم؟عاشق......دوستانم.......عاشق.......وطنم....و...
به خدا دوستتون دارم.
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 18:0 توسط : مهدی
پنجشنبه یکم شهریور 1386
روزگار بی وفا......
|
|
|
چون نای دل نوای غم عشق سر کند
یارب چه ها که با من خونین جگر کند
دوشم نخفت ز غوغای دل که کاش
امشب دگر فسانه غم مختصر کند
دیشب میان گریه دل دردمند را
گفتم خیال روی تو از سر بدر کند
رخت از دلم ببند که طوفان اشک وآه
خواهد که آشیان تو زیرو زبر کند
ترسم که بعد مرگ من ای بیوفا رفیق
هر کس که دید حال تو این نغمه سر کند
((دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحرکند))

|
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 21:42 توسط : مهدی
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
به یاد تو......
آسمون روی خونم آبی نیست
شعله ی چراغ من آبی نیست
دیگه رنگ عاشقی تو نقاشی، آبی نیست
توی جوی کوچمون، آب زلال آبی نیست
ما میخوایم آبی باشیم
ما میخوایم عاشق باشیم
دیگه تو دیگ سیاه
خون وخشونت نجوشه
رنگ خون آبی بشه مثه تو رگ
شب آبی، رنگ دریا، رنگ عشق
رنگ چشم مهتاب، رنگ آبیه عشق
اگه تو جوی کوچه، آب سیاه آبی بشه،
اگه رنگ عاشقی تو نقاشی آبی بشه،
قلم وبردار و یه عشق بکش
خون و از نقاشی بردار،
گلای آبی بکش،
زهو از کمون بکش،
زندونو تو آسمون آبی بکش.
زندونو تو آسمون آزاد بکش
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 14:45 توسط : مهدی
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386
عمق عشق
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند.
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است.
هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد.
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند .
يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است.
عشق ويران کردن خويش است ، دوست داشتن ساختن است .
عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمي کنند.
عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است.
عشق نور است که هرچه را در مسيرش قرار بگيرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن مي سازد.
عشق همانند مغناطيسي است که ما را به مبدا خود جذب مي کند.
آنان که از خود عشق ساطع مي کنند با عشق زندگي مي کنند و با عشق نيز نفس مي کشند ، ديگران را به سمت خود مي کشانند.
عاشق هر که هستيد ، با وفاداري به او عشق بورزيد.
تنها با عشق ميان دلهاي شماست که عشق ميان شما عمق و استحکام واقعي خود را نشان خواهد داد.ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است .اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد.

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 8:47 توسط : مهدی
چهارشنبه دهم مرداد 1386
عبــــــــــــــــــــــرت
چند روزیست که حالم دیدنیست
حال من از این و ان پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفعل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل امد که حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود ان چه می پنداشتیم
هروقت كه دل كسي را شكستي روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي مونه. 
هر چند وقت يک بار خودت رو از خودت طلب کن شايد گم شده باشي.
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 11:14 توسط : مهدی
یکشنبه هفتم مرداد 1386
معنی صحیح عشق این است

عشق سودجوئی نیست عشق بی معرفتی نیست
عشق به راحتی برآشفتن نیست
عشق هیچ رفتار نا صحیحی در خودش ندارد
عشق همیشه یاری میدهده عشق همیشه دلگرم می کند
عشق همیشه امید می دهد
عشق همیشه پایداراست
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 20:49 توسط : مهدی
دوشنبه یکم مرداد 1386
عشق من تویی
دوست دارم همان گونه که ستارگان می گویند
مهربانم دوستت دارم
عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است.
اگر دوری به طول انجامد ضعیف میشود
اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار و
پرهیز زنده و نیرومند می ماند اما دوست داشتن با این حالت نااشناست دنیایش دنیای دیگری است.
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 17:46 توسط : مهدی
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
این طلوع هم مثل روزهای بی فروغ دیگرم گذشت
این طلوع هم مثل روزهای بی فروغ دیگرم گذشت
این شبم مثل شبهای دیگر سیاه زندگانیم گذشت
این همه امید و این همه مهر هم گذشت
برای دیدنت
برای ماندنت کنار من
برای یک نگاه هر چند سرد تو
برای لمس کردن دست من
برای آنکه دوباره عاشقم شوی
مرا شبیه یک قلم درون دست خود بگیری و نوازشم کنی
برای آنکه دوباره در درون قلب تو شکوفه ای کنم
برای زنده ماندنم
به هر دری زدم
به هر که گفتی و نگفته ای سر زدم
کسی از درون تو برای من خبر نداشت
این همه رنجش و بی اعتناییت به روی عشق من اثر نذاشت
از روز رفتن تو این همه سروده ام
در جواب من، خاموش مانده ای چرا

تقدیم به تنها دلیل بودنم ، بهترینم ، همه زندگیم
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 18:31 توسط : مهدی
شنبه بیست و سوم تیر 1386
توی غربت
توی غربت چشات چیزیه که نمی خوام بدونم
چون برق چشاتو دوست دارم
ان نگاهاتو دوست دارم
لحظه لحظه هاتو دوست دارم
درد دلاتو دوست دارم
تموم قصه هاتو دوست دارم
عطر نفساتو دوست دارم
اواز صدا تو دوست دارم
این منم با تموم وجود میگم به خدا دوست دارم
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 22:1 توسط : مهدی
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
بی معرفت
يه دختره کور عاشقه يه پسره مي شه . از خدا مي خواد که بتونه ببينه .
بالاخره يکي بش چشم اهدا مي کنه و وقتي پسر رو مي بينه ميبينه اونم کوره ناراحت ميشه
و ميگه من تو رو نميخوام پسره ميگه 
باشه ولي مواظب چشام باش

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت عشق 21:1 توسط : مهدی